روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
18
شرح شطحيات ( فارسى )
و اين چه نوروز بىبهار ! لطف قدم ببخشايد ، و از حدثان پردهء حدثان بردارد ، و از خيام آزال عروس وحدت پديد آيد . بعد از خزان نيستى نوروز جمال قدم روى خويش بنمايد . نوروزى كه در آن صد هزار بساتين بهار قدرتيابى ، و صد هزار گلستان جلال وحدت . سوسن صفا با ياسمين صورت مساور ، سنبل جمال با ورد جلال محاور ، رياض قدس صفت بر اشجار بهار سرمديّت انهار ابد . در جوى « 7 » ازل رفته و بران جويبار سبزهاء صفت رسته ، شمال جمالى بر بحار كمالى وزيده ، قهر در پردهء بىپرده رسيده ، صلصل باغ قدم بر اغصان صفت نشسته ، و بانگ قيّومى در نواى ازلى مىزند كه « اى اطيار ارواح ! اى نوآمدگان جهان بىچونى ! آن « 10 » شهود عين كجااند و در قفس حدوثيّت چرااند ؟ » از آن عالم نيستى به هستى درآيند كه در صحراء وحدت مرغان « لا احصى ثناء » « 12 » بنشينند . بدين هيجان هيمان نمودند و از قضاء ملكوت در رياض جبروت پريدند . از روى تحيّر نگارجويان ازل را در عين تفكّر افتادند . ( 28 ) نور اصل صفت از مصدر قدرت عقل اوّل را به رسالت بفرستاد . بجناح نور ديموميّت بپريد ، گرد باغ ازل برآمد . مرغان ابد را نشانه كرد . اين طوطى ملك معارف به بزم كواشف درآمد ، صد هزار منقار بجان ارواح فروكرد . سرّ صميم الفت از رگ جان بيرون كشيد . عقل با جان مباهات كرد و سرّ ( با ) سرّ مناجات .
--> ( 7 ) جوى M : جون S ( 10 ) آن : از SM ( 12 ) لا احصى ثناء : حديث نبوى خطاب به خداى تعالى : لا احصى ثناء عليك ، انت كما اثنيت على نفسك